جمعه, ۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۲۰ ب.ظ

زندگی و وصیت نامه شهید حسن همدانی نژاد

 وصیت نامه زندگی نامه

خلاصه ای از زندگینامه برادر شهید حسن همدانی نژاد
شهید در سال  1339 درخانواده ای مستضعف درکازرون دیده به جهان گشود ولی نتوانست به درس خواندن بپردازد و با پدرش به گله داری می پردازد. شهید کم کم بزرگ می شود و همانند دیگر برادرانش به شغل کمک رانندگی مشغول می شود . با پیش آمدن جنگ تحمیلی شهید تصمیم می گیرد که به جبهه برود اما اطرافیان او به هر طریق سعی می کنند که او را منصرف کنند ولی او حاضر نشد و می گفت گمشده ای دارم که شاید او را در جبهه های جنگ بیابم . بالاخره او رفت و جنگید و مجروح شد و مدت سه روز در بستر خوابید بعد بلادرنگ از رختخواب بیرون آمد و عازم فیروزآباد شد و از آنجا هم پیروز برگشت و روانه جبهه های جنوب شد و در فتح خونین شهر هم چون شیر غران، غرید . او پیشتاز بود و در جبهه ها لقب مرد دلاور را گرفته بود و درآخرین لحظات زندگیش که وداع می گفت مسئول فیلم برداری درآن لحظه مژده فتح خرمشهر را به او داد و او این چنین به وصال رسید و گم کرده خویش را یافت


فرازهایی از وصیت نامه برادر شهید حسن همدانی نژاد


با درود وسلام و تجدید بیعت با شهیدان گلگون کفن سرزمینمان که بانثار خون گرم و سرخ خویش و با رنگین نمودن سنگ فرشهای خیابان های شهرمان توانستند نهال پر ثمر انقلاب را آبیاری کنند و درود برشما ای برادران و خواهران بسیجی پدر ، مادر ، برادر و خواهر عزیزم می دانم که برای شما فرزند و برادری خوب نبودم ولی از شما طلب مغفرت می کنم مرا ببخشید تا بتوانم قدری آسوده تر باشم . ازطرف من از تمامی بستگان و دوستان و اقوام طلب مغفرت کنید . برای من گریه نکنید بلکه شادمانی کنید تا دشمن هرگز احساس پیروزی نکند. پدر عزیزم شما به عنوان وکیل من انتخاب شدید اگر از من پولی و یا وسیله ای باقی مانده شما خودتان آن را هرطوری که صلاح می دانید خرج کنید

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی