شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۸ ق.ظ

زندگی و وصیت نامه شهید علیرضا بهبهانی نژاد

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : علی رضا بهبهانی نژاد                    نام پدر : کرامت الله
  محل شهادت:شرق دجله           دانش آموز کلاس :اول-طلبه مکتب زهرا(ص)           دوره : متوسطه       رشته : عمومی   تاریخ تولد : 1/9/1345     تاریخ شهادت : 25/12/1363

چکیده ای از زندگی نامه شهید
مادر برای امام حسین و مادر بزرگ برای امام رضا(ع) نذر کردند تا علی رضا به دنیا آمد. قرار بود هم نام یکی وخدمت گزار دیگری باشد و خداوند هردو را پذیرفت و علی رضا را در شب میلاد امیر مؤمنان به خانواده اش بخشید. در دبستان شاگرد ممتاز بود و همزمان با آغاز دوره ی راهنمایی درفعالیت های انقلاب شرکت جست و دراین راستا بیشترین انرژی خود را در انجمن های اسلامی متمرکز کرد. گاه به نرمی و گاه چون شیری غران با دشمنان انقلاب رفتار می کرد. با اولین حضورش در جبهه به دلیل سن کم به کازرون بازگشت داده شد. بعدها در عملیات والفجر 2 به اشتباه خبر شهادتش را آوردند اما چند روز بعد تلفن کرد و گفت «شهادت لیاقت می خواهد » به عنوان پاسدار وظیفه و درآخرین و داع خود با خانواده چند بار به سمت مادر برگشت و تأکید کرد که حلالش کند و گردن او را ببوسد. علی رضا مفقودالاثر شد تا تمام شانه های تولد و مرگش درست از آب درآمده باشد هرچند بعدها در عملیات تفحص، جسم پاکش را به خاک تقدیم کردند.
برگزیده ای از فعالیت های علمی، مذهبی، هنری و ورزشی شهید
علی رضا دانش آموزی مستعد بود. با این حال به مکتب زهرا (س) رفت و در مدت کوتاهی به عنوان یکی از طلبه های ممتاز آیت الله ایمانی شناخته شد. دائم الوضو بود و در زمان مرخصی و حضورش در زادگاه برای بازگشت به سنگر لحظه ای آرام و قرار نداشت . با وجود تحمل مرارت های فراوان، هرگز لب به شکوه نمی گشود و اصرار داشت که برای برادر و خواهرش نمونه بارز صبر و شکیبایی باشد. خاطرات شیرین و عجیب کودکی تا نوجوانیش هنوز ذهن خواهر و برادر را سرشار از لطف نگاه داشته است . از ماجرای «قند شکن و سرشکسته» تا رویای صادقه ی مادر مبنی برانتخاب ولی رضا به عنوان نگاهبان مرقد مطهر ابا عبدالله (ع).
فرازی از وصیت نامه شهید
وصیت من به شما، وصیت همه شهیدان است . امام را تنها نگذارید که این انقلاب با دسیسه های غیراسلامی آسیب پذیر گردد. مادر صحنه ی جهاد اصغر و ملت در صحنه ی جهاد اکبر باید بجنگیم تا به ندای حسین زمان لبیک گفته باشیم. مادرجان دلم نمی خواهد در شهادت من زاری کنی، چرا که گریه برای شهید معنا ندارد. تنها بگو « اللهم تقبل منی هذاالقربان » از پدران شهدا نیز می خواهم که باز هم بچه هایشان را به جبهه ها بفرستند.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی