شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۴۵ ق.ظ

۴۹ مطلب با موضوع «شهدای کازرون :: شهدای مدافع حرم» ثبت شده است

شهید مسرور به سبک شهید آوینی

 شهدای کازرون شهدای مدافع حرم شهید محمد مسرور متفرقه

این صوت قطعه ای از صدای شهید محمد مسرور است که در شهریور سال 1393 ضبط شده است.و از آنجایی که بقیه صوت همراه با خنده و شوخی بوده لذا حذف شده است.شهید مسرور سعی می کنند به سبک شهید آوینی جملات این شهید والامقام را اجرا کنند




دانلود صوت

وصیت نامه شهید مدافع حرم سجاد دهقان

 شهدای کازرون شهدای مدافع حرم


شهید مدافع حرم سجاد دهقان  یکی از ١٣ شهید مدافع حرم شهرستان کازرون می باشد که در سال 1394 به درجه والا شهادت نائل آمدند

وصیت نامه شهید

به امید ظهور نزدیک آقا صاحب الزمان.
ای کاش به کربلا می رسیدیم. ای کاش به کربلا نرسیده به اسرای کربلا می رسیدیم . ای کاش به خیمه آتش گرفته می رسیدیم.ای کاش به گوش پاره شده می رسیدیم.ای کاش به زنجیر در بدن فرو رفته می رسیدیم...

ای کاش به خرابه نشین شام می رسیدیم . ای کاش به سه ساله دلتنگ پدر می رسیدیم. ای کاش به تشت حامل سر مبارک می رسیدیم . ای کاش به خیزان به لب نشسته می رسیدیم . ای کاش به سه ساله به غم پدر نشسته می رسیدیم . ای کاش به زینب در جوانی پیر شده می رسیدیم...

ولی چه حیف که نرسیدیم ولی می دانیم که مادری هست که هنوز هم مدافع ندارد می رویم که ثابت کنیم که بانوان این آل الله مدافع دارند و می رویم که ثابت کنیم این چنین است...

مرا در کنار مادرم درصورتی که ممکن باشد دفن کنید.بر روی سنگ مزارم بنویسید.سه ساله رسول الله را دق دادند.آل الله را به مجلس شراب بردند...

امان از بی بصیرتی .مادر پهلو شکسته غریب مدینه آمدیم که مدافعت باشیم...

امیدوارم که هر کسی در هر جای کجای دنیا حقی از من به گردن دارد مرا حلال کند...

از همسر عزیزم هم متشکرم امیدوارم که مرا حلال کند و من هر حقی را داشتم به خداوند بخشیدم که هر کس که خداوند از او در گذرد چه کسی میتواند از او نگذرد و هر کسی که خداوند از او نگذرد چه کسی می تواند از او بگذرد...

ان شالله حامد و هانیه در حوزه تحصیل کنند بعد از مقطع راهنمایی

و خداوند مجرد ها را احتمالا دوست ندارد...
94/10/1

دو فیلم از شهید مدافع حرم علی جوکار

 شهدای کازرون شهدای مدافع حرم

تکاور  شهید مدافع حرم علی جوکار از شهدای مدافع حرم شهرستان کازرون می باشد که در سال 1394 در سوریه به مقام والای شهادت نائل آمد


فیلم وداع شهید علی جوکار با خانواده


فیلم شهید در ماموریت شمال غرب کشور

زندگی نامه شهید محمد مسرور

 شهدای کازرون شهدای مدافع حرم در وصف شهید

طلبه شهید  مدافع حرم محمّد مسرور در تاریخ 1/1/1366 در شهرستان کازرون در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود .ایشان که کوچک ترین عضو و آخرین فرزند خانواده  بود از همان کودکی روح او  توسط پدر ومادر ودیگر اعضای خانواده با دین ومذهب و عشق به اهل بیت (ع) پروش داده شد به گونه ای که از سن 5 سالگی علاقه شدیدی به مسجد داشتند وبا حضور در مسجد ملابرات وجود او با فضای پاک ومعنوی مسجد اجین شد.ایشان از سن نوجوانی در پایگاه مقاومت فجر مسجد ملابرات وبعد از آن در پایگاه مقاومت ثارالله مسجد حاج رضا مشغول به فعالیت های فرهنگی بودند وبیش تر اوقات زندگی پر برکت خود را در این فضا سپری می کردند.

از همان دوران نوجوانی علاقه وعشق وافری به اهل بیت (ع) به خصوص ابا عبدالله الحسین (ع) در وجود او موج می زد ودر مراسم های مذهبی به خصوص عزاداری ها حضور مستمر د اشتند.

در سال 1385 جهت خدمت مقدس سربازی به مرکز 05 کرمان اعزام می شوند وپس از پایان دوران آموزشی به یگان ارتش ارومیه منتقل گردیده ودر واحد عقیدتی سیاسی در سمت مسؤول اقامه نماز مشغول به خدمت می گردند .

پس از اتمام خدمت سربازی در کتابخانه مدرسه علمیه صالحیه مکتب الصادق (ع) شهرستان کازرون به عنوان مسؤول کتابخانه با جدیت مشغول به خدمت به طلاب می شوند.وبعد از گذشت مدتی حدود دو سال،  به تحصیل علوم حوزوی علاقه مند شده ورسما از سال 1388 در جمع سربازان امام زمان (ع) تحصیل علوم حوزوی را شروع می کنند که تا قبل از شهادت به مدت 7 سال در این راه مقدس قدم برمی دارند.

به ابتکار ایشان واحد شهدا در حوزه علمیه کازرون تاسیس می گردد که  این سابقه ای در مدارس علمیه نداشته.

ایشان با توجه به علاقه شدیدی که به شهدا و فرهنگ شهادت داشتند با تمام توان در این واحد فعالیت بسیاری در ترویج روحیه وفرهنگ شهادت داشتند.ازجمله اقدامات ایشان در این راستا برگزاری جلسات انس با شهدا برای دانش آموزان ودانشجویان و همچنین مراسم برنامه غبار روبی قبور مطهر شهدا در شب های پنجشنبه که با حضور طلاب ومشتاقان  به شهدا  انجام می دادند. ضمنا با ارائه محصولات فرهنگی در راستای احیای فرهنگ شهادت نقش پررنگی داشتند.

درتمام مدت عمر نازنین این شهید عشق به شهادت وشهدا در وجود پاک او فوران می کرد به گونه ای که بیش تر وقت وفکر ایشان  به شهدا اختصاص پیدا می کردو تنهای آرزوی ایشان شهادت در راه خداوند متعال بود.

                 

این عاشقِ واقعی ِ امام حسین (ع) ، شور وشوقی وصف نا شدنی به زیارت کربلا داشتند وبا هر سختی که بود سعی می کردند سالی یک بار این توفیق را برای خود فراهم کنند وحتی رفتن به زیارت اربعین را برای خود نذری واجب قرار داده بودند و هر سال شرکت می کردند و خداوند متعال توفیق 9 بار زیارت عتبات عالیات را نصیب ایشان کرده بود.

عشق او به شهدا تمامی نداشت به گونهای که هر سال کل  ایام تعطیلات عید نوروز در مناطق جنگی وبه عنوان خادم الشهدا حضور داشتند.ایام تابستان اکثر ایشان به پابوس امام رضا (ع) رفته و بعضی سال ها به مدت یک ماه ساکن مشهد مقدس بودند واز جوار ایشان کسب فیض کرده ودر مسیرسلوک معنوی قدم برمی داشتند ومورد عنایات آن حضرت واقع می شدند وحتی یک ماه رمضان به طور کامل در آشپزخانه حرم مشغول به خدمت به زوّار آن حضرت شدند.

ایشان در 6 شهریور 1394 در کنار قبور مطهر شهدای گمنام کازرون زندگی مشترک خود را آغاز کردند.

از خصوصیات اخلاقی ورقتاری  شایسه و بارز ایشان می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

تقوای الهی و تقید به واجبات وترک محرمات و انجام مستحبات ، دل بریدن از تمامی تعلقات دنیوی ، اخلاص در کارها ، ذکر ودعا وتلاوت قرآن و نهج البلاغه ، متانت و حیا در برخورد با نامحرم ،جدیت در کار ها و دقت زیاد در لقمه حلال و شرکت دائم وهمیشگی در شرکت در نماز جمعه وجماعت ونماز  اول وقت و...

ایشان از آن جا که عاشق مجاهدت در راه خدا بودند ، هنگامی که خبر دار شدند که برای اعزام به سوریه ثبت نام می کنند از اولین افرادی بودند که از طریق تیپ تکاور امام سجاد(ع) کازرون اقدام نموده وبا اینکه بیش از چهار ماه از عقد ایشان نگذشته بود از همه چیز دل کندند وعازم میدان جنگ در سوریه شدند.و بعد ازحدو 50 روز حضور در مناطق جنگی  سوریه  سرانجام در روز جمعه 16/11/94 در منطقه رتیان  بعد از عملیات آزاد سازی شهرای نبل و الزهرا به آرزوی خود و وعده ای که امام سجاد (ع) سال های قبل در خواب به او داده بود یعنی فیض عظیم شهادت نائل آمد و نام خود را در زمره یاران واقعی حضرت مهدی (ع) ثبت  نمود . روحش شاد ودرجاتش رفیع باد.

«شهادت جان کندن نیست دل کندن است.» شهید محمد مسرور

 

وصیت نامه شهید مدافع حرم علی جوکار

 شهدای کازرون شهدای مدافع حرم

فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم علی جوکار


بسم رب الشهدا و الصدیقین

با سلام خدمت همه دوستان و فامیل های عزیزم
از آنجایی که از نوجوانی تا به حال آرزوی شهادت داشته ام، بدانید که اینک هم با میل و رضایت خود و داوطلبانه به سوی نبرد حق علیه باطل آمده و هیچ کس مرا اجبار به آمدن نکرده و خود با "لبیک و یا زینب گویان" آمده ام و من تا به حال از خداوند هر چه خواسته ام به من داده است.

 
تنها چیزی که از او میخواهم شهادت است و آرزو دارم در روز عاشورا شبیه امام حسین(علیه السلام) اگر لیاقت آن را داشته باشم، به شهادت برسم. من گوش به فرمان رهبرم بوده و با فرمان او اینجا آمده ام.
🕊
ــــــ عزیزان: حتی اگر تحریم ها شما را از پا درآورد، شما پشتیبان ولایت باشید و از ولایت روی برنگردانید.


ـــــ پدر عزیزم: شما داغ های زیادی دیده اید. امیدوارم که باز هم خداوند به شما صبر بدهد. برادر ها و خواهر های عزیزم، دوستتان دارم. مرا حلال بفرمائید.

ـــــ همسر عزیزم: از شما میخواهم که مرا حلال کنید و فرزندانم شادی و شایان عزیزم را آن طور که میخواستم، مؤمن و ولایت مدار پرورش دهید.

ـــــ و در آخر، فرزندان دلبندم برایتان ناراحت هستم که باید بدون پدر، بزرگ شوید و اما بدانید که خدا با شماست. شما را به خداوند بزرگ می سپارم.


  ٩٤/٨/١
 
علی جوکار
 
تاسوعای حسینی
 
دمشق-حرم حضرت زینب(س)

امام رضا(علیه السلام)

 شهدای کازرون شهدای مدافع حرم شهید محمد مسرور خواب ها

من درباره امام رضا زیاد خواب دیده ام به چند خواب اکتفا می کنم.

یک شب خواب دیدم در حرم امام رضا هستم و من یک چیزی به کفشداری داده بودم.من وقت نکردم بروم سوی ضریح.به خاطر اینکه امانت را از کفشداری بگیرم.

همین طور که در طی مسیر از حرم برمی گشتم دیدم یک فرد با عبای قهوه ای بر روی اسب قهوه ای طرف من می آید در نظرم آمد امام رضا (علیه السلام) است.امام رضا به من رسید و رو به من کرد و گفت:چرا ما را به این امانت فروختی؟و چرا به زیارت من نیامدی و پی آن امانت رفتی؟یعنی ارزش ما کمتر از آن امانت است و من شرمنده از این کار خود شدم.حتی از خواب که بیدار شدم شرمنده بودم

وصیت نامه شهیدسیف الله رحمانی

 شهدای کازرون وصیت نامه

هنگامی که شهید شدم دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا مردم ببینند که با خود چیزی نبرده ام ، چشم هایم را باز بگذارید تا ببینند کورکورانه کشته نشده ام و برفرازم یخ بگذارید تا به جای مادرم برایم اشک ریزد. نماز را در اول وقت بخوانید و سعی کنید نماز را همیشه و با جماعت بخوانید تا درآخرت گرفتار عذاب الهی نشوید و زندگی دراین دنیا خیلی زودگذر است ولی زندگانی آخرت همیشگی است و خوش بحال کسانی که در دنیا عمل صالح انجام داده باشند درآخرت در بهشت خدا هستند اما وای به حال آنان که نماز و روزه را کوچک گرفته اند ، و اهمیت به دستور خداوند یگانه نداده اند و در دنیا تمام فکر و ذکرشان درعیش و نوش زندگی صبوعی است ازآنها درآن دنیا سئوال می شود رفتارشان درصورتشان مشخص است و زبانشان و دستانشان و چشمانشان همیشه گواهی می دهد که عملشان فاسد بوده است .

چه بگویم؟!

 دست نوشته

     

به نام خداوند بزرگ که ستارالعیوب بندگان – است – به نام خدایی که جهان از وصف او عاجز بماند.الهی من به درگاه تو روی آورده ام و از گناهان خود طلب عفو می کنم.اکنون می خواهم یک نامه ای برای شهیدان بنویسم.

به نام خدا

سلام بر تمام شهدای صدر اسلام و شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی و سلام من به شهدای آینده.

بله من می دانم که شما به اعمال ما می نگرید و شما زنده هستید.من می خواهم بگویم از کارهایی که انجام داده ام پشیمانم و از شما می خواهم که واسطه شوید خداوند گناهان من را ببخشد.

من می خواهم پیرامون آن جامعه؛ آن موقعی که شما بودید و این زمان مقایسه کنم.

چه بگویم شهیدان! اول خود نتوانسته ام هدف های شما را به خوبی اجرا کنم و من نتوانسته ام یک انسان خوب و مورد نظر شما باشم و من اول خود را تذکر می دهم و بعد از این جامعه می گویم.

بله شهیدان! آن موقع صمیمیت،دوستی،برادری،اخلاص،شجاعت،ایمان و همبستگی بود.همه یک هدف را دنبال می کردند و آن ترویج اسلام و درس شهادت بود.آن زمان همه به فرمان امام گوش می دادند و همه رزمندگان برای رسیدن به کربلا سراپا نمی شناختند.

آن زمان پول پرستی نبود.آن زمان حسودی نبود.آن زمان همه با هم دوست و برادر دینی یکدیگر بودند.همه کوشش برای جلوگیری از فساد و آلودگی ها می کردند.

 ولی چه بگویم از بعد از شما.چه ها که نشد و چه کسانی که خون شما را پایمال نکردند.من می خواهم آنچه را در جامعه می بینم بگویم.وقتی در خیابان ها راه می روی می بینی همه مشغول کسب در آمد هستند.آن موقع که اذان می گویند دکان ها همه باز به جز عده کمی. بله همه از آن ارزش ها دور شده اند.در ادارات رشوه خواری دیده می شود.بدحجابی در خیابان ها.فساد سراسر جامعه را برگرفته.درمغازه ها نوارهای مبتذل و مطرب گذاشته می شود همه در پی مال و جمع آوری مال هستند.دنیا آنها را برده خود کرده .انگار آنها برای ماندن آمده اند نه برای رفتن.چه بگویم از غفلت که این جامعه را برگرفته. کاش شما بودید و جلو این انحرافات – را – می گرفتید

ولی نه. خوب که شما نیستید چونکه بغض شما را می گرفت و از شدت ناراحتی دق می کردید.چه بگویم از افرادی که ماه به ماه هم به گورستان سر نمی زنند و اگر هم سر بزنند به قبرستان شما نظری نمی افکنند و در عظمت شهادت نظر نمی افکنند افرادی را می بینم که کارهای فرهنگی را برای ریا انجام می دهند نه برای اخلاص.

چه بگویم از مغازه هایی که لباس های غربی در آن ها گذاشته  و چادرها از سر زنان می افتد چه بگویم از خانه های بسیار مجلل که با پول های حرام ساخته شده چه بگویم از معامله هایی که حرام انجام می گیرد چه بگویم از جوان هایی که مثل زن ها طلا در دست و گردن آن ها است و خلاصه بگویم چه بگویم که به جای ترویج فرهنگ اسلامی فرهنگ غربی در کشور دیده می شود و به جای حمایت از فرهنگ اسلامی از فرهنگ غربی حمایت می شود و همین روزها مرگ فرهنگ ما است .ای شهیدان دعا کنید که من هم مثل شما شهید بشوم گرچه در خود این لیاقت را نمی بینم چون در تمام عمر عصیان خداوند را کرده ام ولی چیزی که من را امیدوار می کند عفو خداوند است که بیشتر از همه چیزها و بیشتر از گناهان من است که من را امیدوار کرده.

بخدا دلم برای شهادت می تپد دلم می خواهد با نوشیدن شربت شیرین شهادت از این دنیای ظلمانی بیرون بروم.دلم می خواهد با شهادت خود؛ جواب –گو- و پاسخگوی شهیدان باشم.

بله عزیزان این دنیا خیلی فریبکار است و انسان را به زمین می زند دعا کنید که مرگتان با شهادت باشد و بتوانیم تا آخر عمر پرهیزگار باشیم که فردای قیامت شرمنده امام حسین (علیه السلام) و شهیدان نباشیم.

من نمی دانم شما شهیدان چه وضعیتی دارید ولی مطمئنم از اینکه به شهادت رسیدید خوشحال هستید و اما می دانم از این جامعه که اکنون است ناراضی هستید چون خیلی افراد فرهنگ شهادت را از یاد برده اند و کم یاد شما می کنند و اگر بکنند از روی ریا و خودپسندی است به جز افراد اندکی که یا اخلاص شما را یاد می کنند و یاد شما را زنده نگه می دارند و من می کوشم با زنده نگه داشتن یاد شما خداوند شهادت را نصیبم کند که بهترین هدیه نزد من است.

کدام هدیه الهی می توان نام برد که بهتر از شهادت است.با شهادت به خشنودی خداوند می رسیم و جمله دیگر اینکه خداوند شهادت را برای افراد خاصی کنار می گذارد تا موقع وصال برسد

نماز

 خاطرات

در سوریه برای تماس، تلفن گذاشته بودند تا بچه ها بتوانند با خانواده هاشون ارتباط داشته باشند.یه روزی حدود یک ساعتی در صف تلفن ایستاده بودیم تقریبا نوبت محمد بود که صدای اذان طنین انداز شد همان لحظه  محمد از صف تلفن بیرون آمد و آماده نماز اول وقت شد وبعد از اتمام نماز محمد باز در صف تلفن ایستاد

یکی از همرزمان شهید