چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۳:۴۱ ب.ظ

۱۵ مطلب با موضوع «شهدا :: شهدای کازرون :: شهدای دفاع از حرم» ثبت شده است

وصیت نامه شهید مدافع حرم سجاد دهقان

 شهدا شهدای دفاع از حرم زندگی و وصیت نامه


شهید مدافع حرم سجاد دهقان  یکی از ١٣ شهید مدافع حرم شهرستان کازرون می باشد که در سال 1394 به درجه والا شهادت نائل آمدند

وصیت نامه شهید

به امید ظهور نزدیک آقا صاحب الزمان.
ای کاش به کربلا می رسیدیم. ای کاش به کربلا نرسیده به اسرای کربلا می رسیدیم . ای کاش به خیمه آتش گرفته می رسیدیم.ای کاش به گوش پاره شده می رسیدیم.ای کاش به زنجیر در بدن فرو رفته می رسیدیم...

ای کاش به خرابه نشین شام می رسیدیم . ای کاش به سه ساله دلتنگ پدر می رسیدیم. ای کاش به تشت حامل سر مبارک می رسیدیم . ای کاش به خیزان به لب نشسته می رسیدیم . ای کاش به سه ساله به غم پدر نشسته می رسیدیم . ای کاش به زینب در جوانی پیر شده می رسیدیم...

ولی چه حیف که نرسیدیم ولی می دانیم که مادری هست که هنوز هم مدافع ندارد می رویم که ثابت کنیم که بانوان این آل الله مدافع دارند و می رویم که ثابت کنیم این چنین است...

مرا در کنار مادرم درصورتی که ممکن باشد دفن کنید.بر روی سنگ مزارم بنویسید.سه ساله رسول الله را دق دادند.آل الله را به مجلس شراب بردند...

امان از بی بصیرتی .مادر پهلو شکسته غریب مدینه آمدیم که مدافعت باشیم...

امیدوارم که هر کسی در هر جای کجای دنیا حقی از من به گردن دارد مرا حلال کند...

از همسر عزیزم هم متشکرم امیدوارم که مرا حلال کند و من هر حقی را داشتم به خداوند بخشیدم که هر کس که خداوند از او در گذرد چه کسی میتواند از او نگذرد و هر کسی که خداوند از او نگذرد چه کسی می تواند از او بگذرد...

ان شالله حامد و هانیه در حوزه تحصیل کنند بعد از مقطع راهنمایی

و خداوند مجرد ها را احتمالا دوست ندارد...
94/10/1

دو فیلم از شهید مدافع حرم علی جوکار

 شهدا شهدای دفاع از حرم خاطرات عکس

تکاور  شهید مدافع حرم علی جوکار از شهدای مدافع حرم شهرستان کازرون می باشد که در سال 1394 در سوریه به مقام والای شهادت نائل آمد


فیلم وداع شهید علی جوکار با خانواده


فیلم شهید در ماموریت شمال غرب کشور

وصیت نامه شهید مدافع حرم علی جوکار

 شهدا شهدای دفاع از حرم زندگی و وصیت نامه

فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم علی جوکار


بسم رب الشهدا و الصدیقین

با سلام خدمت همه دوستان و فامیل های عزیزم
از آنجایی که از نوجوانی تا به حال آرزوی شهادت داشته ام، بدانید که اینک هم با میل و رضایت خود و داوطلبانه به سوی نبرد حق علیه باطل آمده و هیچ کس مرا اجبار به آمدن نکرده و خود با "لبیک و یا زینب گویان" آمده ام و من تا به حال از خداوند هر چه خواسته ام به من داده است.

 
تنها چیزی که از او میخواهم شهادت است و آرزو دارم در روز عاشورا شبیه امام حسین(علیه السلام) اگر لیاقت آن را داشته باشم، به شهادت برسم. من گوش به فرمان رهبرم بوده و با فرمان او اینجا آمده ام.
🕊
ــــــ عزیزان: حتی اگر تحریم ها شما را از پا درآورد، شما پشتیبان ولایت باشید و از ولایت روی برنگردانید.


ـــــ پدر عزیزم: شما داغ های زیادی دیده اید. امیدوارم که باز هم خداوند به شما صبر بدهد. برادر ها و خواهر های عزیزم، دوستتان دارم. مرا حلال بفرمائید.

ـــــ همسر عزیزم: از شما میخواهم که مرا حلال کنید و فرزندانم شادی و شایان عزیزم را آن طور که میخواستم، مؤمن و ولایت مدار پرورش دهید.

ـــــ و در آخر، فرزندان دلبندم برایتان ناراحت هستم که باید بدون پدر، بزرگ شوید و اما بدانید که خدا با شماست. شما را به خداوند بزرگ می سپارم.


  ٩٤/٨/١
 
علی جوکار
 
تاسوعای حسینی
 
دمشق-حرم حضرت زینب(س)

امسال محرم تو کجایی

 شهدای دفاع از حرم شهید پژمان توفیقی

                      شهید مدافع حرم پژمان (محمد کاظم) توفیقی

محرم آمد....امسال محرم توکجایی وماکجا.......

پروانه دمشق.....

خدا می داند دراین ۷ماهی که ازعروج عاشقانه ات گذشته چه بر،دل وجان من گذشته.

 پژمانم آرام جانم! جسمت نیست اماحضورت رابهترازهرزمان دیگری درکنارم باتمام وجودم،حس میکنم. عزیزجان من! محرم،ماه عشق بازیت با اربابمان از،راه رسیدومن درمیان عزاداران حسین همه جان،چشم شده ام وبدنبال تومیگردم. تویی،که عاشقانه عاشق سیدالشهدا وسقای دشت کربلابودی،حب حسین واولادحسین، درجان وروح توریشه داشت،

نمی گویم جایت بین ماخالیست،چون میدانم امسال محرم جایی هستی که لیاقت هرکسی نمی شود،آرامشم! حال که به شهادت تونگاه میکنم میبینم مزد ارادت پاک وخالصانه ات رابه سیدالشهدا به بهترین شکل از اربابمان گرفتی،وچه معامله زیبایی که شهادتت آغازجاودانگیت شد......

و در رکاب سیدالشهدا درصحرای کربلای سوریه با لبهای تشنه همانندسالارشهدا،شهادت سهم تو شد.تو همانند قاسم بی بی زینب باخون پاکت ازناموس آقایمان دفاع کردی وبه چیزی که لیاقتش را داشتی رسیدی تو از ارباب مزد قلب پاکت راگرفتی 

روزهای بدون تو ؛به من سخت میگذرد و تمام بغض واشک ودلتنگی ام راپیش مادرمان فاطمه زهرا و عمه سادات بی بی زینب به امانت گذاشته ام تادرقیامت همچون تو سرم را بالاب گیرم و با روسپیدی بگویم:

اللهم تقبل منا هذا القلیل

شهید توفیقی و کار مردم

 شهدا شهدای دفاع از حرم شهید پژمان توفیقی

http://bayanbox.ir/view/3967346554259608246/223.jpg

پژمان کلا اخلاقش همین بود؛ همیشه میگفت تا اونجایی که میتونی باید کار مردم رو راه بندازی، اول مردم بعدا خودت! تا جایی که توانایی داری باید بدنبال باز کردن گره کار مؤمن باشی.
ماه رمضان تا ١٢ شب، ظهر تو اوج گرما میموند در مغازه. میگفت میخوام کار مردم رو راه بندازم. قول دادم نمیخوام بد قول بشم. نباید وسیله ی نون سفره ی مؤمن لَنگِ من بمونه. کار مردم واجب تره، اول مردم بعدا خودم!
افطارش یا آب بود یا به اصرار و التماس من سرپایی میومد خونه تنها شربت رو برمیداشت میبرد. فقط برا اینکه دلم نشکنه.
نمیومد خونه استراحت کنه، حتی برای افطاریم نمیومد خونه. از همش فقط و فقط یه سحری میخورد.
میگفت آیت الله فاضل لنکرانی گفته واجبات دینتو انجام بده، از حرامها برحذر باش و به جای انجام مستحبات دین، بدنبال انجام کار مؤمن باش. اگر ازت بازخواست شد بگو فاضل گفته!

وصیت نامه شهید مدافع حرم ابوذر داوودی

 شهدا شهدای دفاع از حرم زندگی و وصیت نامه

http://bayanbox.ir/view/6868885476739202412/index.jpg

بسم رب الشهداء والصدیقین

به نام خالق هستی همان خدایی که مرا آفرید، اینگونه پرورش داد و مشتاق خود نمود. معبودی که بنده نوازیش بی حد شرمسارم ساخته است.معشوقی که قلبم در آستانه وصالش ملتهب است و بی تاب. آنگونه که هر آینه نزدیک است به شوق لقایش قالب تهی کنم و تا ملکوت پر گشایم.
از دور سلام می فرستم به آقایم امام رضا علیه السلام و کبوتر دل را تا گنبد طلایی و بارگاه مقدسش پرواز می دهم. آن امام رئوفی که در کودکی با شفاعتش عمری دوباره به من بخشید. شاید برای چنین سرنوشت مسعودی و دستیابی به چنین فوز عظیمی ... و این چند خط را به یادگاری می نگارم.
به دوستان و همرزمانم خدا قوت میگویم و از آنان می خواهم که بر سر پیمان خود با ولایت فقیه تا آخر وفادار بمانند و این برادر کوچکتان را حلال کنید.
و اما شما پدر و مادر عزیزم! به شما سلام میفرستم و از شما میخواهم که مرا حلال کنید اگر توفیق شهادت یافتم صبر پیشه کنید و اجر قربانی خود را با جزع و فزع زائل نکنید.از خداوند میخواهم که همگی ما را بیامرزد و شفاعت اهل بیت را نصیبمان گرداند و با انبیاء و اولیاء خود محشور بگرداند.
پدر زن و مادر زن عزیزم! بر شما درود میفرستم شما که همواره برایم قابل احترام بودید مرا حلال کنید. اگر شهادت در راه خدا نصیبم شد شما را نیز شفاعت خواهم کرد.
همسر عزیزم ای نور چشم من! از اینکه مدتی در کنارت بودم با هیچ چیز در این دنیا عوض نمیکنم.تمام لحظه های زندگیم با تو شیرین چون عسل برایم گوارا بود. ببخش نتوانستم زیاد کنارت بمانم. امیدوارم که مرا ببخشی.از خداوند می خواهم صبر عظیمی به تو بدهد. من برای حفظ حریم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) به سوریه رفته ام. همسر عزیزم از تو میخواهم چون عمه ات حضرت زینب (س) صبر پیشه کنی و محدثه را خوب تربیت کنی که با تقوا باشد. از خداوند میخواهم در سرای آخرت تو را نیز همنشین من گرداند و تمام زندگی ام را به تو میبخشم.به امید دیدار.
محدثه جان! دختر کوچک بابایی! زمانی که به مدرسه رفتی خوب درس بخوان و مواظب مادرت باش که واقعا نمونه هست. در نمازهایت دعایم کن که من نیز دعایت می کنم. میخواهم باعث افتخارمان باشی به حرف مادرت گوش دهی و روزی حلال بخورید.
برادران و خواهران عزیزم! به شما درود میفرستم و شمارا به تقوای الهی سفارش می کنم. از شما می خواهم که فرزندانتان را خوب تربیت کنید و در همه حال پیرو و مدافع ولایت باشید. از شما می خواهم از تمام کسانی که مرا می شناسند اگر حقی خواسته یا ناخواسته بر گردن من دارند حلالیت بگیرید.
.
همسر و دخترم را به شما می سپارم

من الله التوفیق
ابوذر داوودی
1394/10/4

وصیت نامه شهید مدافع حرم عسکر زمانی

 شهدا شهدای دفاع از حرم زندگی و وصیت نامه

بده هایی که باید پرداخت شود

   1. یکصد و چهل هزار تومان باید برای رفع مظالم به حساب گروهان شهید چمران در دانشگاه امیرالمومنین پرداخت شود که به این شکل عمل کنید به شماره جناب سروان(حذف شده) زنگ بزنید و از او کمک بخواهید

-خودم توی این دو ماه به خاطر اینکه پولی نداشتم نتوانستم پرداخت کنم-.

2.چهل هزار تومان به حساب (حذف شده) بریزید ک به این شکل عمل کنید به شماره ی(حذف شده) و یا زنگ بزنید و از او بخواهید که شماره حسابش را بدهد

3. بیست هزار تومان هم به نیت صدقه برای امام زمان پرداخت کنید این پول به خاطر روزهایی بود ک به دلایل مختلف نتوانسته بودم  برنامه ی قرائت50 آیه در روز را عملی کنم ک به ازای هر روز غیبت دو هزار تومان پرداخت میکردم طلب کاری های هم شاید باشد که اگر کسی آورد یا نیاورد به فکرش نیستم.

 وصیت عمومی خاصی ندارم جز یک مورد و آن هم اینکه از اهالی روستای تیرازجان میخواهم که برای پیشرفت سریع روستا با هم متحد شوند و برنامه ریزی کنند به خصوص آن افرادی که معلم و یا به قولی فرهنگی هستند و همچنین همه ی آن افرادی که به نوعی کارمند و یا برای کمک به اهالی روستا در هر زمینه ای توانمند هستند. پیشرفت روستا را بر عهده این و آن نگذارند و یا بر عهده چند شخصیت قرار ندهند و یا اگر کسانی نمیخواهند اینچنین باشد به آنها اجازه ندهیم. از همه کسانی که من را میشناسند یا وصیتم را می خوانند و یا گوش می دهند می خواهم من را حلال کنند توانم همین بود. حرف آخرم هم این است که هر شخصی عهده دار ولایت شد برای ما واجب التعظیم است و وظیفه ما هست که از آن مواظبت کنیم تا به دست صاحب اصلیش برسد و همه ی ما را از این منجلاب در بیاورد ان شاءالله. خدا همه ی شما را صبر عظیم دهد.