چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۳:۳۹ ب.ظ

۱۰۷ مطلب با موضوع «شهدا :: شهدای کازرون :: شهدای دفاع مقدس» ثبت شده است

وصیت نامه شهیدفرج الله منصورزاده

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : فرج الله منصورزاده              تاریخ و محل تولد: ۱۳۳۷ روستای دریس از توابع کازرون                                   تاریخ و محل شهادت :  ۱۱/۲/۶۱

پدر ومادر عزیزم تنها چیزی که از شما می خواهم این است که چنان چه خبر مرگ مرا شنیدید گریه و زاری نکنید خواهش می کنم به خواسته من جواب دهید و بهتر بدانید که شهید عزاداری نمی خواهد . من با آگاهی این راه را انتخاب کرده ام. امیدوارم که مرا حلال کنید زیرا فرزندی خوب برای شما نبوده ام. از برادرانم می خواهم که مرا ببخشند و نگذارند که سنگر من خالی شود و انتقام مرا ازدشمن های این سرزمین بگیرند. از اقوام و خویشاوندان می خواهم که مرا حلال کنند و اگر بدی ازمن دیده اند ببخشند. از تمامی مردم مسلمان و غیور وشهید پرور می خواهم که اسلام را یاری کنند و به کمک حق بشتابند و امام را دعا کنید که جمهوری اسلامی هرچه سریعتر به پیروزی نهائی برسد.

خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی، حتی کنار مهدی خمینی رانگهدار

وصیت نامه شهیدعلی حاجی بابا خلیلی

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : علی حاجی بابا خلیلی             تاریخ و محل تولد: آبادان

تاریخ و محل شهادت : ۱۷/۱۲/۶۳ محوطه جهاد سازندگی آبادان

وصیت نامه خودم را با نام الله که یاری دهنده تمام مستضعفین دنیاست شروع می کنم، چند کلمه ای با عیالم انشاالله که روز به روز و هرچه بیشتر در خدمت اسلام و پیرو رهبریت امام خمینی بت شکن باشی و نیز در مورد فرزندم همانطور که متذکر شده ام طبق اصول و تربیت اسلامی بزرگ می کنی، و از همان کوچکی خط سازش ناپذیری سید شهیدان حسین بن علی و اسلام و امامت را سرلوحه امور قرار دهی و تقوی را در هرحال فراموش نمی کنی و آنها همچنان خط سرخ شهادت را ادامه دهند تا روزی که سلسله مسلمانان بتوانند حکومت عدل واقعی را در سرتاسر گیتی برقرار کنند. من آنطور که باید نتوانستم خدمتگزار خداوند باری تعالی باشم و از بندگی نسبت به خدا راضی نشدم ، اما توصیه ای کن دو فرزندم را با تمام وجود مکتبی و مطابق با موازین اسلام تربیت کنی، خداوند ما را ببخشد که بیش از این لیاقت بندگی او را نداشتیم ، و انشاالله حضرت فاطمه زهرا در آن دنیا ما را شفاعت کند و تو نیز طبق حقوق اسلامی به تکلیف خود بعد ازمن عمل می کنی . انشاالله

چند کلمه با خانواده ام ، انشاالله که برایم شیون و زاری نمی کنید، و امیدوارم برخوردی بسیار منطقی با مرگ من داشته باشید و روز به روز نسبت به این انقلاب و رهبریتش مخلص تر و علاقمند تر شوید ، من افتخار می کنم که درخانواده ای مؤمن و با تقوا بزرگ شدم و این نیز از نعمت های الهی است و شما نیز با عیال من همچنان که تا حال بوده اید باشید و خداوند اجر به شما عنایت می کند، مقدار پولی هم که دردست وجود دارم پول هدیه و هزینه ماهانه ام می باشد که هنوز …………. به هزینه ام نخورده است و مبلغ چهارهزار ریال موجودی پولم را به مستمندان بدهید و حتی الامکان پوشاکم را به مستضعفین بدهید و سخنانی چند از شهید علی خلیلی : برای اسلام هرچیزی را که بدهم کم است و همه ما متعلق به خداییم و برگشت ما به سوی اوست بنابراین همه اعضای ما متعلق به اوست و همانطور که می دانید ما زنده به آنیم که آرام نگیریم و دیگر اینکه خواست خداوند هرچه باشد همان است.

درجبهه های جنگ حق علیه باطل روزی نیست که ما امت اسلامی ، شهیدی جان برکف و گلگون کفن را تقدیم نکنیم، اما همچنان مقاوم و استوار ایستاده ایم تا درمقابل این مزدوران به مبارزه خستگی ناپذیر خود ادامه دهیم. علی خلیلی

 

وصیت نامه شهید غلامرضا آبشکار

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

خدایا تو را بحق خون حسین(ع) ویارانش وتو را به حق فرق خونین علی (ع) درمحراب وتو را به خون شهیدان گلگون کفن، رهبر کبیرمان حضرت امام خمینی این امید مستضعفین و دشمن مستکبرین تا انقلاب حضرت مهدی نگهدار.

وصیت نامه شهیدعسکر واضح

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : عسکر واضح            تاریخ و محل تولد: ۱۳۴۸- روستای اردشیری

تاریخ و محل شهادت : ۱۳۶۵- عملیات کربلای ۴

آنان که رفتند ، کاری حسینی کردند و آنهائی که ماندند باید کاری زینبی کنند.

شهادت بزرگترین نعمت الهی می باشد که خداوند نصیب دلاوران و یاران اسلام می کند. شهید همچون شمعمی است که می سوزد و به محفل ما نور و روشنی می بخشد. خدایا برای رضای تو و برای زنده ماندن و جاوید ماندن اسلام و قرآن به سوی جبهه روانه شدم و بخاطر تو تا اخرین قطره خون از اسلام دفاع خواهم کرد و برای یک لحظه اسلحه ام را برزمین نمی گذارم، تا اینکه اسلام عزیز به پیروزی برسد یا من درراه اسلام کشته شوم.

خدایا، حاضرم بدنم بسوزد و به زغال تبدیل شود ولی حاضرنیستم اسلام کوچکترین ضربه ای بخورد. ازموقعی که پا از خانه بیرون نهادم امید برگشتن به خانه را نداشتم چون می دیدم که هر لحظه امکان داشت که کشته شوم، می دیدم که باید جنگ با دشمن را به تمامی خوشی دنیا ترجیح داده و اسلام را یاری کرد و به کمک حق و حقیقت شتافت. اما پدر، مادرم از شما هم حلال جوئی می طلبم و امیدوارم که مرا ببخشید مادرم، امیدوارم که مرا ببخشی که چقدر برای من زحمت کشیدی و مرا بزرگ کردی من قدر شما را نداشتم. خواهرم ازتو می خواهم که مرا ببخشی و همیشه کارهای زینبی کنید.

در راه حق موفق و پیروز باشید.

وصیت نامه شهید عزیزالله رستمی

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

سلام بر سرور آزادگان و معلم شهادت امام حسین (ع) و درود و سلام بر امام امت خمینی کبیر یگانه رهبر جهان شیعه. حسین درس فداکاری و شهادت را طوری به پیروانش آموخت که دراین زمان سربازانش برروی زمین ها می روند و راهش را ادامه می دهند. من که هم اکنون به جبهه می روم نه به خاطر انتقام بلکه به خاطر اینکه دینم را به اسلام و قرآن و سرور شهیدان کربلا ادا کرده باشم. پدر گرامی شما نیز مرا حلال کنید موفق نشدم با شما خداحافظی کنم باید، ببخشید و به مادرم بگوئید مرا حلال کند و ناراحت نباشد و اگر شهادت نصیبم شد گریه نکنید تا روح من شاد گردد و اجر من ضایع نشود و اگر هم گریه کنید من ناراحت می شوم و برادران عزیزم به خدا قسم جبهه ها عین دانشگاه است همه چیز است نماز ها را به جماعت خوانده شود و غیره ..

برادران عزیزم من ازشما کوچکتر هستم که به شما وصیت کنم اما برای اینکه سختی ازمن به یادگار دانسته باشید می گویم برادران شما باید برای تمام افراد نمونه و الگو باشید و در نبودن من سلاح را برگیرید و بسوی کربلا ها بشتابید و تحقق بخش راه من باشید. و اما خواهرانم همچون زینب درمقابل مشکلات استواری کنید و با شجاعت خویش مشتی برفرق ضدانقلاب بکوبید در غیاب من گریه نکنید زیرا این باعث دل شادی دشمن می شود. ۲۹/۵/۶۲

وصیت نامه شهیداسماعیل ابراهیم زاده

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : اسماعیل ابراهیم زاده             تاریخ و محل تولد: ۱۳۳۹

تاریخ و محل شهادت : ۶/۱۲/۶۰

تمام عشق من در زندگی به خداست که مکتب اسلام و آن حسین که سرور شهیدان عالم است و حاضر شد که برای پیروزی مکتب اسلام ازجان و مال خود بگذرد. نه پدری دارم که مرا یاری دهد و نه مادری دارم که مرا دلداری دهد به جز خداوند گران مایه ام. هم اکنون که نیروهای مبارز اسلام برعلیه کفر حمله های پی در پی دنبال می کنند و نیرو لازم دارند، صلاح براین است که به کمک برادران درجبهه ها بشتابیم تا اینکه به یاری خدا بتوانیم دشمنان را سرنگون کنیم و حاضریم برای پیروزی انقلاب تا آخرین نفس و قطره خون برعلیه کفار بجنگیم و برشما مردم هم واجب است که نگذارید که منافقین درشهر خرابکاری کنند و تا آخرین نفس با آنها مبارزه کنید.

پاسدارم و هرگز نکنم پشت به میدان            گر سر برود من نروم از سرپیمان

ای مادر عزیزم اگردیگر پسرت را ندیدی ناراحت نباش زیرا که من مال شما نبودم بلکه یک امانتی بودم که خداوند باری تعالی نزد شما گذاشته بود و شما او را خوب تربیت نمودید.

شهید عبدالنبی پوسکانی

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

برادر شهید عبدالنبی پوسکانی در سال 1349 در روستای بلیان از توابع شهرستان کازرون چشم به جهان گشود . ازنظر هوش و ذکاوت دربین همکلاسان خود نمونه بود. عشق به جهاد لحظه ای او را آرام نمی گذاشت تا اینکه درمورخه 6/1/62 در بسیج مستضعفین ثبت نام و جهت فراگیری آموزشهای نظامی وارد پادگان آموزشی شهید دستغیب کازرون گردید. و پس از دلاوریهای افتخارآمیز سرانجام در مورخه 1/5/62 درعملیات پیروزمندانه والفجر 2 به درجه رفیع شهادت نائل گردید



فرازهایی از وصیت نامه برادر شهید عبدالنبی پوسکانی
ای دینداران و ای شیعیان علی بن ابیطالب کجا به غیرت شما میجنگد که تسلط کفار یعنی عراق برمال و دین اسلام باشد و شما حرکت نکنید. ای برادران مسلمان سلاح افتاده مرا به قلب دشمن فرو برید که ادامه راه شهیدان است مادرم ای که هنوز خون برادرت در صحرای دهلاویه جوشان است و قلب تو هنوز از داغ او سوزان است و خبر شهادتم برای تو مشکل است . ولی من می روم که اسلحه به زمین افتاده برادرت را که در وصیت نامه اش متذکر شده بود را بردارم. ازتو می خواهم که همچون زینب کبری ... پیام رسان خون شهیدان باشی.

وصیت نامه شهیدعبدالله علی پور

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : عبدالله علی پور             تاریخ و محل تولد: ۱۳۴۵- ماهور (میلاتی)

تاریخ و محل شهادت : ۱۵/۲/۱۳۶۰- رد جاده آبادان خونین شهر

خدایا مرا از آنچه برخلاف رضای توست برحذردار.

اینک این حقیر عبدالله علی پور عازم جبهه می شوم تا با اهدای خون بی ارزش خود در راه خدا و دین اسلام دین درخت متانیت و انقلاب اسلامی را آبیاری کنم. سلام ای پدر ومادرم، امیدوارم ازاینکه بدون اجازه شما به جبهه رفتم ببخشید اگر سالم برگشتم انشاالله همدیگر را ملاقات خواهیم کرد واگر برنگشتم و افتخار شهادت شامل حالم گشت دیدار درآخرت میباشد.

ای مادر ! نمی دانم که چه رنجها برای این فرزندت کشیدی و چه شبها که ازخواب شیرینت کم کردی و از ریشه جانت مرا سیراب گردانیدی . مادرجان کوه باش و مثل کوه استوار باشد از اینکه فرزند خوبی برای تو نبوده ام  امیدوارم که مرا عفو کنی، اینکه عذاب الهی درامان باشم، مادرجان ممکن است اگر من شهید شدم جسدم را پیدا نکنید هروقت به یاد من افتادی بر روی قبر شهدای دیگر برو و گریه کن.

وتوای برادر بزرگوارم ، اگر من شهید شدم هرچه زودتر عروسی کن ، تا اینکه روح من شاد شود. و به برادران سواد دارم می گویم که کتاب های من را بخوانید و امیدوارم که خداوند اسم شما را جز جویندگان راه حسین ثبت نماید و همیشه برای امام امت خمینی کبیر دعا کنید و راهش را ادامه دهید و ازشما خواهرانم می خواهم که عفت و پاکدامنی را سرلوحه کارهای خود قرار بدهید و زینب وار را ه شهیدان را ادامه بدهید و از شما امت شهید پرور و قوم و خویشانم می خواهم که برآیه شریفه ، اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولا امر منکم ، لبیک گفتم همیشه پشتیبان ولایت فقیه و پویندگان راه حسین و فرمانده کل قوا باشید و همیشه این دعا را سرلوحه دعاها و شعارهای خود قرار بدهید. خدایا مرا از تسلیمان به خودت .مومنیم  به پیامبرانت و شیعیان به ولیت، مطیعان اولی امرت حضرت ولی عصر (عج) و نایب بزرگوارش خمینی عزیز قرار بده.

 

وصیت نامه شهیدعبدالرضا نقیبی

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : عبدالرضا نقیبی             تاریخ و محل تولد: ۱۳۴۲-کازرون


تاریخ و محل شهادت : ۲۸/۱۱/۶۴


آنقدر به جبهه می روم و می جنگم تا شهید شوم.


خدایا چه بگویم که خود عمل نکردم ولی با همه اینها فقط دل خوشم که برای هیچ چیز جز اینها که می گویم خدمت نکردم. خدایا نه به خاطر بهشت خدمت کردم ونه به خاطر ترس از جهنمت و نه به خاطر حور العینت فقط به خاطر خودت خدمت کردم ، زیرا که لایق خدمت و اطاعت هستی. خدایا مرا با فضل و گذشت محاکمه کن تو همیشه گذشت کردی این بارهم گذشت کن. وصیتی به پدر ومادر و خواهر و برادرم، امید است که در عزاداری من گریه نکنید و من دلم می خواهد که بعد ازمن اگر توانستید حتی چراغانی کنید تا دشمن خوشحال نشود و قبر مرا درکنار دیگر دوستان حسن همدانی، صمد دشتبان، مصطفی بازائی ، منصور رئوفی قرار دهید. و امیدوارم هروقت که توانستید نماز و روزه قضای من را به جا آورید. و اگر مفقود الاثر شدم گریه نکنید. چون هدیه ای را به کسی می دهند که فردا درمحضر خدا نمی توانید جوابگوی زینب باشد که تحمل ۷۲ تن شهید را نمود. امیدوارم که همه اهل خانواده و تمام همسایگان دوستان و خویشان مرا حلال کنند تا قدری آسوده تر باشم و ضمناً راه شهیدان را ادامه دهید.


برخیز که ماندن اشتباه من و توست               میدان عدو شکارگاه من و توست


بشتاب که در دریا ایثار و شرف                   چشم شهدای حق به راه من و توست