چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۳:۴۱ ب.ظ

۱۲۲ مطلب با موضوع «شهدا :: شهدای کازرون» ثبت شده است

قبر خالی

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس خاطرات خاطرات

تشیع جنازه شهدای کازرون بود شهید حمزه خسروی کنارقبری خالی نشته وگریه می کرد  رفتم به حمزه گفتم چه چیزی شده حمزه روبه من کرد وگفت من هم یک روزی شهید می شوم وجسدم رادرون همین قبری که اینجاست خاک می کنند من به شوخی به او گفتم بادمجان بم آفت نداره این واقعه گذشت وحمزه شهید شد وهمان طور که خودش گفته بود درهمان قبر در گلزار شهدا به خاک سپرده شد 

راوی :برادر شهید

امسال محرم تو کجایی

 شهدای دفاع از حرم شهید پژمان توفیقی

                      شهید مدافع حرم پژمان (محمد کاظم) توفیقی

محرم آمد....امسال محرم توکجایی وماکجا.......

پروانه دمشق.....

خدا می داند دراین ۷ماهی که ازعروج عاشقانه ات گذشته چه بر،دل وجان من گذشته.

 پژمانم آرام جانم! جسمت نیست اماحضورت رابهترازهرزمان دیگری درکنارم باتمام وجودم،حس میکنم. عزیزجان من! محرم،ماه عشق بازیت با اربابمان از،راه رسیدومن درمیان عزاداران حسین همه جان،چشم شده ام وبدنبال تومیگردم. تویی،که عاشقانه عاشق سیدالشهدا وسقای دشت کربلابودی،حب حسین واولادحسین، درجان وروح توریشه داشت،

نمی گویم جایت بین ماخالیست،چون میدانم امسال محرم جایی هستی که لیاقت هرکسی نمی شود،آرامشم! حال که به شهادت تونگاه میکنم میبینم مزد ارادت پاک وخالصانه ات رابه سیدالشهدا به بهترین شکل از اربابمان گرفتی،وچه معامله زیبایی که شهادتت آغازجاودانگیت شد......

و در رکاب سیدالشهدا درصحرای کربلای سوریه با لبهای تشنه همانندسالارشهدا،شهادت سهم تو شد.تو همانند قاسم بی بی زینب باخون پاکت ازناموس آقایمان دفاع کردی وبه چیزی که لیاقتش را داشتی رسیدی تو از ارباب مزد قلب پاکت راگرفتی 

روزهای بدون تو ؛به من سخت میگذرد و تمام بغض واشک ودلتنگی ام راپیش مادرمان فاطمه زهرا و عمه سادات بی بی زینب به امانت گذاشته ام تادرقیامت همچون تو سرم را بالاب گیرم و با روسپیدی بگویم:

اللهم تقبل منا هذا القلیل

شهید توفیقی و کار مردم

 شهدا شهدای دفاع از حرم شهید پژمان توفیقی

http://bayanbox.ir/view/3967346554259608246/223.jpg

پژمان کلا اخلاقش همین بود؛ همیشه میگفت تا اونجایی که میتونی باید کار مردم رو راه بندازی، اول مردم بعدا خودت! تا جایی که توانایی داری باید بدنبال باز کردن گره کار مؤمن باشی.
ماه رمضان تا ١٢ شب، ظهر تو اوج گرما میموند در مغازه. میگفت میخوام کار مردم رو راه بندازم. قول دادم نمیخوام بد قول بشم. نباید وسیله ی نون سفره ی مؤمن لَنگِ من بمونه. کار مردم واجب تره، اول مردم بعدا خودم!
افطارش یا آب بود یا به اصرار و التماس من سرپایی میومد خونه تنها شربت رو برمیداشت میبرد. فقط برا اینکه دلم نشکنه.
نمیومد خونه استراحت کنه، حتی برای افطاریم نمیومد خونه. از همش فقط و فقط یه سحری میخورد.
میگفت آیت الله فاضل لنکرانی گفته واجبات دینتو انجام بده، از حرامها برحذر باش و به جای انجام مستحبات دین، بدنبال انجام کار مؤمن باش. اگر ازت بازخواست شد بگو فاضل گفته!

وصیت نامه شهید مدافع حرم ابوذر داوودی

 شهدا شهدای دفاع از حرم زندگی و وصیت نامه

http://bayanbox.ir/view/6868885476739202412/index.jpg

بسم رب الشهداء والصدیقین

به نام خالق هستی همان خدایی که مرا آفرید، اینگونه پرورش داد و مشتاق خود نمود. معبودی که بنده نوازیش بی حد شرمسارم ساخته است.معشوقی که قلبم در آستانه وصالش ملتهب است و بی تاب. آنگونه که هر آینه نزدیک است به شوق لقایش قالب تهی کنم و تا ملکوت پر گشایم.
از دور سلام می فرستم به آقایم امام رضا علیه السلام و کبوتر دل را تا گنبد طلایی و بارگاه مقدسش پرواز می دهم. آن امام رئوفی که در کودکی با شفاعتش عمری دوباره به من بخشید. شاید برای چنین سرنوشت مسعودی و دستیابی به چنین فوز عظیمی ... و این چند خط را به یادگاری می نگارم.
به دوستان و همرزمانم خدا قوت میگویم و از آنان می خواهم که بر سر پیمان خود با ولایت فقیه تا آخر وفادار بمانند و این برادر کوچکتان را حلال کنید.
و اما شما پدر و مادر عزیزم! به شما سلام میفرستم و از شما میخواهم که مرا حلال کنید اگر توفیق شهادت یافتم صبر پیشه کنید و اجر قربانی خود را با جزع و فزع زائل نکنید.از خداوند میخواهم که همگی ما را بیامرزد و شفاعت اهل بیت را نصیبمان گرداند و با انبیاء و اولیاء خود محشور بگرداند.
پدر زن و مادر زن عزیزم! بر شما درود میفرستم شما که همواره برایم قابل احترام بودید مرا حلال کنید. اگر شهادت در راه خدا نصیبم شد شما را نیز شفاعت خواهم کرد.
همسر عزیزم ای نور چشم من! از اینکه مدتی در کنارت بودم با هیچ چیز در این دنیا عوض نمیکنم.تمام لحظه های زندگیم با تو شیرین چون عسل برایم گوارا بود. ببخش نتوانستم زیاد کنارت بمانم. امیدوارم که مرا ببخشی.از خداوند می خواهم صبر عظیمی به تو بدهد. من برای حفظ حریم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) به سوریه رفته ام. همسر عزیزم از تو میخواهم چون عمه ات حضرت زینب (س) صبر پیشه کنی و محدثه را خوب تربیت کنی که با تقوا باشد. از خداوند میخواهم در سرای آخرت تو را نیز همنشین من گرداند و تمام زندگی ام را به تو میبخشم.به امید دیدار.
محدثه جان! دختر کوچک بابایی! زمانی که به مدرسه رفتی خوب درس بخوان و مواظب مادرت باش که واقعا نمونه هست. در نمازهایت دعایم کن که من نیز دعایت می کنم. میخواهم باعث افتخارمان باشی به حرف مادرت گوش دهی و روزی حلال بخورید.
برادران و خواهران عزیزم! به شما درود میفرستم و شمارا به تقوای الهی سفارش می کنم. از شما می خواهم که فرزندانتان را خوب تربیت کنید و در همه حال پیرو و مدافع ولایت باشید. از شما می خواهم از تمام کسانی که مرا می شناسند اگر حقی خواسته یا ناخواسته بر گردن من دارند حلالیت بگیرید.
.
همسر و دخترم را به شما می سپارم

من الله التوفیق
ابوذر داوودی
1394/10/4

وصیت نامه شهید مدافع حرم عسکر زمانی

 شهدا شهدای دفاع از حرم زندگی و وصیت نامه

بده هایی که باید پرداخت شود

   1. یکصد و چهل هزار تومان باید برای رفع مظالم به حساب گروهان شهید چمران در دانشگاه امیرالمومنین پرداخت شود که به این شکل عمل کنید به شماره جناب سروان(حذف شده) زنگ بزنید و از او کمک بخواهید

-خودم توی این دو ماه به خاطر اینکه پولی نداشتم نتوانستم پرداخت کنم-.

2.چهل هزار تومان به حساب (حذف شده) بریزید ک به این شکل عمل کنید به شماره ی(حذف شده) و یا زنگ بزنید و از او بخواهید که شماره حسابش را بدهد

3. بیست هزار تومان هم به نیت صدقه برای امام زمان پرداخت کنید این پول به خاطر روزهایی بود ک به دلایل مختلف نتوانسته بودم  برنامه ی قرائت50 آیه در روز را عملی کنم ک به ازای هر روز غیبت دو هزار تومان پرداخت میکردم طلب کاری های هم شاید باشد که اگر کسی آورد یا نیاورد به فکرش نیستم.

 وصیت عمومی خاصی ندارم جز یک مورد و آن هم اینکه از اهالی روستای تیرازجان میخواهم که برای پیشرفت سریع روستا با هم متحد شوند و برنامه ریزی کنند به خصوص آن افرادی که معلم و یا به قولی فرهنگی هستند و همچنین همه ی آن افرادی که به نوعی کارمند و یا برای کمک به اهالی روستا در هر زمینه ای توانمند هستند. پیشرفت روستا را بر عهده این و آن نگذارند و یا بر عهده چند شخصیت قرار ندهند و یا اگر کسانی نمیخواهند اینچنین باشد به آنها اجازه ندهیم. از همه کسانی که من را میشناسند یا وصیتم را می خوانند و یا گوش می دهند می خواهم من را حلال کنند توانم همین بود. حرف آخرم هم این است که هر شخصی عهده دار ولایت شد برای ما واجب التعظیم است و وظیفه ما هست که از آن مواظبت کنیم تا به دست صاحب اصلیش برسد و همه ی ما را از این منجلاب در بیاورد ان شاءالله. خدا همه ی شما را صبر عظیم دهد.

 

دوباره از دمشق خبری جدید آوردند

 شهدای دفاع از حرم

دوباره از دمشق خبری جدید آوردند
و از حریم ولایت جوانی شهید آوردند
دوباره در آسمان بغض کهنه ای وا شد
و غصه های آن هشت سال به آیینه،ها شد
دوباره تکرار قصه ی داغ مادرها
از مناره ها صدای بغض و الله اکبرها
دوباره صدای هل مِن ناصر یَنصرُنی
از حرم،وطن،عشق اینبار....ولی ناگسستنی
دوباره... پر زدن دلى ّ و فدای دوست گردیدن
کربلا نشد در شام بلا عاشقانه جنگیدن
چه عاقبتی! به یاد دوست،حبیب شدن
به پای عشق ماندن و دوباره.....!شهید شدن
و بعد تو دست هر دلی از آرزو تهی
پژمان، محمد، علی، اکبران زینبی
انگار....بعد از کربلا باید صبور ماند
این قصه در هر زمانه ای، دوباره از سر خواند
دل میکنم از، هر چه غیر بوی تو میدهد
هر کس به بلای کرب و بلا نیازموده اند،نمی برند

بهمن ماه ١٣٩٤
شاعر: سرکار خانم نفیسه حق پذیر

محل شهادت جمعی از شهدای مدافع حرم کازرون

 شهدا شهدای دفاع از حرم عکس شهید محمد مسرور عکس

 محل شهادت شهیدان مدافع حرم عسکر زمانی،سید فخر الدین تقوی نژاد،محمد مسرور

محل شهادت شهید مدافع حرم سجاد دهقان

محل شهادت شهید مدافع حرم  علی جوکار

سوختن

 شهدای دفاع از حرم

ما از تبار سربدارانیم ای عشق 
ما کشتگان کوی جانانیم ای عشق 

با ما مگو اسرار ورسم سوختن را 
ما سوختن را خوب می دانیم ای عشق 


تقدیم به تمام شهدا 
حسین مسرور