يكشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۵ ق.ظ

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عکس شهید محمد مسرور» ثبت شده است

چه بگویم؟!

 شهید محمد مسرور دست نوشته

     

به نام خداوند بزرگ که ستارالعیوب بندگان – است – به نام خدایی که جهان از وصف او عاجز بماند.الهی من به درگاه تو روی آورده ام و از گناهان خود طلب عفو می کنم.اکنون می خواهم یک نامه ای برای شهیدان بنویسم.

به نام خدا

سلام بر تمام شهدای صدر اسلام و شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی و سلام من به شهدای آینده.

بله من می دانم که شما به اعمال ما می نگرید و شما زنده هستید.من می خواهم بگویم از کارهایی که انجام داده ام پشیمانم و از شما می خواهم که واسطه شوید خداوند گناهان من را ببخشد.

من می خواهم پیرامون آن جامعه؛ آن موقعی که شما بودید و این زمان مقایسه کنم.

چه بگویم شهیدان! اول خود نتوانسته ام هدف های شما را به خوبی اجرا کنم و من نتوانسته ام یک انسان خوب و مورد نظر شما باشم و من اول خود را تذکر می دهم و بعد از این جامعه می گویم.

بله شهیدان! آن موقع صمیمیت،دوستی،برادری،اخلاص،شجاعت،ایمان و همبستگی بود.همه یک هدف را دنبال می کردند و آن ترویج اسلام و درس شهادت بود.آن زمان همه به فرمان امام گوش می دادند و همه رزمندگان برای رسیدن به کربلا سراپا نمی شناختند.

آن زمان پول پرستی نبود.آن زمان حسودی نبود.آن زمان همه با هم دوست و برادر دینی یکدیگر بودند.همه کوشش برای جلوگیری از فساد و آلودگی ها می کردند.

 ولی چه بگویم از بعد از شما.چه ها که نشد و چه کسانی که خون شما را پایمال نکردند.من می خواهم آنچه را در جامعه می بینم بگویم.وقتی در خیابان ها راه می روی می بینی همه مشغول کسب در آمد هستند.آن موقع که اذان می گویند دکان ها همه باز به جز عده کمی. بله همه از آن ارزش ها دور شده اند.در ادارات رشوه خواری دیده می شود.بدحجابی در خیابان ها.فساد سراسر جامعه را برگرفته.درمغازه ها نوارهای مبتذل و مطرب گذاشته می شود همه در پی مال و جمع آوری مال هستند.دنیا آنها را برده خود کرده .انگار آنها برای ماندن آمده اند نه برای رفتن.چه بگویم از غفلت که این جامعه را برگرفته. کاش شما بودید و جلو این انحرافات – را – می گرفتید

ولی نه. خوب که شما نیستید چونکه بغض شما را می گرفت و از شدت ناراحتی دق می کردید.چه بگویم از افرادی که ماه به ماه هم به گورستان سر نمی زنند و اگر هم سر بزنند به قبرستان شما نظری نمی افکنند و در عظمت شهادت نظر نمی افکنند افرادی را می بینم که کارهای فرهنگی را برای ریا انجام می دهند نه برای اخلاص.

چه بگویم از مغازه هایی که لباس های غربی در آن ها گذاشته  و چادرها از سر زنان می افتد چه بگویم از خانه های بسیار مجلل که با پول های حرام ساخته شده چه بگویم از معامله هایی که حرام انجام می گیرد چه بگویم از جوان هایی که مثل زن ها طلا در دست و گردن آن ها است و خلاصه بگویم چه بگویم که به جای ترویج فرهنگ اسلامی فرهنگ غربی در کشور دیده می شود و به جای حمایت از فرهنگ اسلامی از فرهنگ غربی حمایت می شود و همین روزها مرگ فرهنگ ما است .ای شهیدان دعا کنید که من هم مثل شما شهید بشوم گرچه در خود این لیاقت را نمی بینم چون در تمام عمر عصیان خداوند را کرده ام ولی چیزی که من را امیدوار می کند عفو خداوند است که بیشتر از همه چیزها و بیشتر از گناهان من است که من را امیدوار کرده.

بخدا دلم برای شهادت می تپد دلم می خواهد با نوشیدن شربت شیرین شهادت از این دنیای ظلمانی بیرون بروم.دلم می خواهد با شهادت خود؛ جواب –گو- و پاسخگوی شهیدان باشم.

بله عزیزان این دنیا خیلی فریبکار است و انسان را به زمین می زند دعا کنید که مرگتان با شهادت باشد و بتوانیم تا آخر عمر پرهیزگار باشیم که فردای قیامت شرمنده امام حسین (علیه السلام) و شهیدان نباشیم.

من نمی دانم شما شهیدان چه وضعیتی دارید ولی مطمئنم از اینکه به شهادت رسیدید خوشحال هستید و اما می دانم از این جامعه که اکنون است ناراضی هستید چون خیلی افراد فرهنگ شهادت را از یاد برده اند و کم یاد شما می کنند و اگر بکنند از روی ریا و خودپسندی است به جز افراد اندکی که یا اخلاص شما را یاد می کنند و یاد شما را زنده نگه می دارند و من می کوشم با زنده نگه داشتن یاد شما خداوند شهادت را نصیبم کند که بهترین هدیه نزد من است.

کدام هدیه الهی می توان نام برد که بهتر از شهادت است.با شهادت به خشنودی خداوند می رسیم و جمله دیگر اینکه خداوند شهادت را برای افراد خاصی کنار می گذارد تا موقع وصال برسد

محمد جان برخیز

 شهید محمد مسرور

                                               سمت راست: حسین مسرور (برادر شهید) سمت چپ: شهید محمد مسرور

باز اربیعین باز هم دلتنگی 
برادرم!
محمد جان برخیز وکوله پشتیت راببند اربعین نزدیک است .

دوستانت آماده رفتن پیاده روی اربیعن هستند . عزیزم چرا آرام خفته ای وبا نگاهت به جانم شرر می زنی برخیز که دوستانت خود را برای سفر آماده می کنند 
دوستانت می گویند امسال جای محمد در اربعین سبز است . اما من به آنها می گویم امسال هم محمد باشماست پیشاپیش شما قدم به قدم دعا گویتان است .
برادرم!
شب های جمعه که به زیارت ارباب بی کفنت می روی سلام ماهم به اربابت برسان وبگو دلهای ما راهم کربلایی کن


برادر داغدارت حسین 

تبر

 شهید محمد مسرور دست نوشته

مطلب زیر دست نوشته شهید محمد مسرور است که در تاریخ  85/1/21 نگاشته شده است

به نام خداوند بزرگ بلند مرتبه.ای خدایی که تمام دلها در دست توست.ای که دلها را دگرگون می کنی.ای آنکه می توانی دل کور را روشن کنی؛دل این حقیر را که تاریکی گرفته روشنی بخش تا بتوانم در این ظلمت ها راه خویش را ببینم.و ای خدایی که توان و قدرت افراد در دست تواست به من نیرویی بده که بتوانم از پس این دنیا و تجملات آن و امتحان تو سر بلند بیرون بیایم.

الهی تو خود می دانی که من بنده عاصی توام.پس من را ببخش...

الهی من را از عالمان با عمل قرار ده نه از عالمان بی عمل که همچو زنبوری بی عسل (هستند)

الهی شهادت در راه خود را نصیب من بگردان چون گناهان من زیاد است و عمل من ؛کم که همان عمل کم نمی دانم تو پذیرفتی یا نه

ای دل من بخدا دیگر طاقت ماندن ندارم پس کی قفس تن را می شکنی و پرواز می کنی ای مرغ دل امیدوار به زندگی ادامه بده

آری من اکنون در قفس هستم و به بیرون از قفس نگاه می کنم.آری پرندگانی همچون خودم را می بینم که پرواز می کنند و مثل من اسیر قفس نیستند.آری قفس من را آلوده خود کرده و چشمان من را کور کرده و اجازه نگاه کردن به بیرون قفس نمی دهد.آری چشم من غیر از این قفس چیز دیگری نمی بیند.ای قفس لعنت بر تو که مانع شده ای که من بینا باشم.من بدبخت به تو دل بستم.چشم من کور است و نمی داند که تو خیلی کوچک هستی ولی این دل من است که می گوید فریب این دنیا مخور.فریب این قفس نخور.

دل مژده آزادی می دهد و می گوید تو می توانی این قفس را بشکنی می گوید حتما باید قفس را بشکنی تا بتوانی پرواز کنی.ای خدا من که نیروی شکستن این قفس را ندارم تو خود راهی به من نشان بده.

ای دل صبر کن ساکت باش انگار صدایی از پشت قفس می آید.آری صدایی می آید انگار کسی است که با من سخن می گوید گوش گرفتم آری خداوند است می گوید اگر می خواهی پرواز کنی من کمکت می کنم گفتم چطورکمکم می کنی.می گوید بیا این تبر برا بگیر.این تبر،درب شهادت است با شهادت می توانی قفس را بشکنی و خود را به من برسانی ولی خدایا سالها در انتظار این تبر بوده ام ولی هنوز تبر به دست من نرسیده پس کی تبر را به دست من می رسانی.

خدایا نکند قبل (از آنکه) بمیرم تبر بدست من نرسد.اگر تبر را به دست من نرسانی فردا بعد از مردنم در قفس دیگر مرا سرزنش نکن که چرا نتوانستی قفس را بشکنی و پرواز کنی.

آری آنهایی که می بینم پرواز می کنند همگی تبر داشتند و توانستند قفس را بشکنند و پرواز کنند.

ولی به خود دلداری می دهم می گویم خداوند درون دل من را می داند.من نمی خواهم درون قفس بمیرم می خواهم برای خود پرواز کنم.

پس ای خدای مهربان من را به آرزویی که جز شهادت نیست برسان

آرزوی شهید مسرور

 شهید محمد مسرور دست نوشته

متن زیر،دست نوشته شهید محمد مسرور در تاریخ  84/3/10 می باشد:

اما شهادت چیست؟آن هنگامی که از طرق خدا ندا می رسد: ای بنده ام شهادت را می پسندی؛آن هنگام است که بنده شهادت را قبول می کند و نام شهید را قبل از شهادت به خود می گیرد.

بله عزیزان شهادت یک هدیه ی الهی است.شهادت هدیه خالق به مخلوق است.که شهادت یعنی وفاداری کامل مخلوق به خالق است و شهادت یاعث از بین رفتن گناهان و خشنودی پروردگار می شود.

آری خشنودی خدا بالاترین عبادات است.بلکه همه ی عبادت ها برای خشنودی خداست و خشنودی خدا که خود خدا می گوید که بالاتر از بهشت است.

من می گویم که خود بهشت رضایت خدا از بنده است و جهنم ناخشنودگی خدا از بنده است که عذاب وجدان بنده بیشتر و سوزنده تر از آتش است و تنها شهادت و پرهیزکاری است که عزت را در این دنیا،برزخ و آخرت به دنبال دارد و چرا انسان از این نعمت برخوردار نشود و به عزت ابدی نایل نشود و به مرگ طبیعی بمیرد.

من که شهادت را مسیر خود قرار داده ام و به آرزویم خواهم رسید. و با تمام امید در این دنیا راه شهدا را ادامه خواهم داد و تبلیغ در راه شهادت.

و من هر چه فکر کردم طبق سخن عموی بزرگوار شهید عبدالاحد مسرور هیچ کاری موثرتر که من می توانم انجام دهم جز شهادت نمی تواند باشد.

شهیدان این درس را به ما داده اند و در راس آن آقای شهیدان امام حسین (علیه السلام) که با خون خود در کربلا این درس را تا قیامت به ما بندگان آموخت و هنوز که هنوز است دین اسلام را درس امام حسین زنده نگه داشته و هر روز بر این دین افزوده می شود تا زمینه فرج آقا امام زمان (علیه السلام) برسد.

من چند دعا دارم.اول: در این دنیا اگر قبل از فرج آقا امام زمان (علیه السلام) مرگم فرا رسد مرگم چیزی جز شهادت نباشد و دیگری : دوباره آن هنگام که آقا امام زمان می آید دوباره در رکاب آقا امام زمان شمشیر زنم و به شهادت برسم.

دلم می خواهد هزاران بار به شهادت برسم چون انسان را به خشنودی خدا می رساند و آرزویم خداوند از من می باشد

انشاءالله.


لطفا این عکس ها را استفاده نمایید

 شهید محمد مسرور عکس

بعد از شهادت شهید مسرور عکسی از ایشان منتشر شد که در ذیل آن نوشته شده "اولین طلبه شهید مدافع حرم"،با توجه به اینکه ایشان اولین طلبه شهید مدافع حرم نیستند بلکه اولین طلبه شهید مدافع حرم از کازرون هستند لذا از دوستداران شهید خواهش داریم اگر عکس ها را در جایی استفاده نمودند دو عکس زیر را جایگزین آن نمایند.


شهید محمد مسرور در واحد شهدا

 شهید محمد مسرور

واحد شهدای حوزه علمیه کازرون را شهید مسرور افتتاح کرد.و سال های سال، بسیاری از اوقات خود را در آنجا سپری کرد. و حالا دوباره شهید سری به اتاق خود زده،با این تفاوت که قبلا آرزوی شهادت داشت و الان به آرزوی خود رسیده

دست نوشته های شهید مسرور 3

 شهید محمد مسرور دست نوشته

*هنر آن است که سجاده نمازت را در میدان نبرد بیندازی،نه در گوشه خانه ی راحت طلبی ریایی

*جبهه شهد عشق است و شهدا لاله های آن شهد عشق و باغبان این شهد عشق حسین (علیه السلام) سلطان عشق است


دست نوشته های شهید مسرور 2

 شهید محمد مسرور دست نوشته

شهود عشق آن جایی است که دیگر خودی در میان نباشد و آن گاه عشق تجلی می کند؛که دیگر فانی شده باشی و فناء در ذات اقدس اله.

و آن گاه است که عشق مشهود می شود و نام شهید را بر خود می گیرد . هوالشاهد و المشهود

                                                             90/9/26

 


*شهید مسرور سایتی را بنام شهود عشق راه اندازی کردند و تلاش بسیار نمودند تا اسنادی از شهدای کازرون را جمع آوری کنند.تا راه و نام آنان برای همیشه باقی بماند

سایت شهود عشق