شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۲۰ ق.ظ

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هفت شهر عشق» ثبت شده است

حقیقت زندگی

 شهدا عارفانه

شهید
حقیقت شگفت آوری است که دستی برزمین دارد

ودستی بر آسمان وبا خون خود بین غیب وشهادت پیوندی

 جاودانه می زند واز ظاهر زندگی سر ملکوت آن را
می جوید عظمت این حقیقت نورانی بر ما خاکیان پوشیده است

زیرا ما به ظاهر زندگی عادت کرده ایم وآن دیده ای باطن بینی
 
که تا کنه حقیقت هستی نفوذ کند درحجاب ناسوت محجوب

است وشهادت دریک کلام مهندسی بهشتی حیات بر روی زمین است
 

متولد شهرستان کازرون                               شهیدروحانی سید محمد حسینی 

دنیا غری غیری!!

 شهدا عارفانه

خدایا، ریشه‌های این علاقه به دنیا را در خاک وجود من بخشکان و تارهای این وابستگی را در زوایای قلب من بسوزان. خدایا، عشق به این لجنزار متعفن که جامه مخالفت با تو را بر من پوشانده است. تو این جامه را از تن من بیرون آور.
شهید حاج عبدالستار قندانی‌پور متولد سال 1340

غربتکده سیاه

 شهدا عارفانه

خدایا، دل دردمندم شوق آزادی دارد تا از این غربتکده سیاه، تا از این زندان عاشقان وصالت، ندای خود را به وادی عدم بکشاند و فقط با خدای خود به وحدت برسد.
شهید علی حسینی آقایی محل تولد تهران به سال 1341، به محل شهادت سومار 1361

دست خدا

 شهدا عارفانه

خدایا پرواز را به ما بیاموز تا مرغ دست آموز نشویم و از نور خویش آتش در ما بیفروز تا در سرمای بی‌خبری نمانیم. خون شهیدان را در تن ما جاری گردان تا به ماندن خو نکنیم و دست آن شهیدان را بر پیکرمان آویز تا مشت خونینشان را برافراشته داریم. خدایا چشمی عطا کن تا برای تو بگرید، دستی عطا کن تا دامانی جز تو نگیرد، پایی عطا کن که جز راه تو نرود و جانی عطا کن  که برای تو برود.

شهید معلم مهدی رجب بیگی؛ متولد سال 1336

نهایت آرزو

 شهدا عارفانه

خداوندا، مرغ ناچیز و محبوس در قفس، چشم به تو دوخته و با لرزاندن بال‌های ظریفش آماده حرکت به سوی توست. ما نه برای اینکه از قفس تن پرواز کند و در جهان پهناور هستی بال و پر بگشاید، نه زیرا زمین و آسمان با آن همه پهناوری، جز قفس بزرگتری برای این پرنده شیدا نیست. او می‌خواهد آغوش بارگاه بی‌نهایت را باز کنی و او را به سوی خود بخوانی
شهید سعید هدی محل تولد مراغه، محل شهادت شلمچه به سال 1365